چرخه‌ی عادت

در جایی خوندم که بیش از چهل درصد فعالیت‌های روزانه رو از روی عادت انجام میدیم. یعنی بدون تصمیم‌گیری و اغلب به صورت ناخودآگاه. پس عادت‌ها تقریبن نیمی از فعالیت‌های روزانه رو انجام میدن.

برای درک بهتر اینکه چطور یک کار از روی عادت انجام میشه، مثال رانندگی خیلی معروفه. تا زمانی که در رانندگی تجربه و مهارت کسب کنیم، تمام کارها با آگاهی کامل انجام میشه. بعد از کسب مهارت (عادت کردن به رانندگی)، بخش زیادی از رانندگی بدون فکر کردن، انجام میشه.

عادت هم مثل هر چیزی نسبیه و خوب و بد داره. هر عادتی برای هر کسی مناسب نیست. خوب و بد بودنش به فرد و هدفش از زندگی، بستگی داره. نکته‌ی خوب اینجاست که عادت قابل ایجاد، تغییر و پرورشه.

برای ایجاد عادت چه باید کرد؟ ایجاد عادت براساس یک چرخه‌ی سه یا چهار مرحله‌ای انجام میشه. هر دو نظریه، سه مرحله‌ی سرنخ ، روتین و پاداش رو شامل میشن. تفاوت چرخه‌ی چهار مرحله‌ای، اضافه شدن مرحله‌ی تمایل بعد از سرنخه.

سرنخ یا محرک، بهت یادآوری میکنه که باید کاری رو انجام بدی. روتین یا عادت، کاریه که میخوای به طور منظم انجام بدی. پاداش هم نتیجه‌ی انجام این کاره.

حالا اهمیت ایجاد عادت چیه و چطور میشه از این چرخه استفاده کرد؟

همونطور که گفته شد عادت‌ها بخش زیادی از فعالیت‌های روزانه رو شامل میشن. پس برای بهتر زندگی کردن، نیاز داری عادت‌هایی داشته باشی که بیشتر بهت کمک میکنن.

اینکه چه عادتی برای چه کسی مناسبه، فرمول ثابتی نداره. هر کسی باید با توجه به توانایی‌ها و اهدافی که داره، عادت‌های مناسب خودش رو انتخاب کنه.

در مطالب مربوط به موفقیت و توسعه فردی از این موارد زیاد خوندی. مثل ورزش کردن، مطالعه‌ی روزانه، تغذیه‌ی سالم، اولویت‌بندی کارها، برنامه‌ریزی و ….

بعد از انتخاب عادت‌های مناسب، با استفاده از چرخه‌ی ایجاد عادت، میتونی عادت‌های دلخواهت رو ایجاد کنی. چطور؟

قدم اول اینه که سرنخ یا محرک رو تعیین کنی. چه چیزی بهت یادآوری میکنه که باید کاری رو انجام بدی؟ به عنوان مثال برای ورزش کردن، دیدن لباس ورزشی میتونه سرنخ باشه. پس اگه لباس ورزشی رو هر شب جایی بذاری که صبح بلافاصله بعد از بیدار شدن ببینی، آگاهانه سرنخ یا محرک ایجاد کردی.

قدم دوم تعیین پاداشه. با انجام دادن این کار چه پاداشی میگیری؟ برای مثالِ ورزش کردن، تناسب اندام یا سلامت جسمانی یا کاهش وزن میتونه پاداش باشه. پاداش باعث میشه با دیدن سرنخ به انجام کاری ترغیب و تشویق بشی.

قدم سوم اینه که تعیین کنی برای دریافت این پاداش چه کاری باید انجام داد. برای مثالِ ورزش کردن، کارهایی مثل ۳۰ دقیقه پیاده‌روی روزانه یا رفتن به باشگاه هفته‌ای ۳ روز به مدت یک ساعت، میتونه مناسب باشه.

اگه سرنخ و پاداش رو به خوبی تعیین کنی و به اندازه‌ی کافی تمایل و اشتیاق داشته باشی، این کار به روتین یا عادت تبدیل میشه. یعنی بعد از مدتی به طور غیرارادی و در هر شرایطی این کار رو انجام خواهی داد. دیگه برای ورزش نکردن دنبال بهونه نیستی و حتی اگه از آسمون سنگ هم بباره، انجامش میدی.

پس نکته‌ی اول اینه که باید چرخه‌ی عادت رو به خوبی انتخاب کنی. وگرنه بعد از مدتی ناامید میشی و رها میکنی.

نکته دوم اینه که ایجاد عادت یک فرایند طولانیه و نیاز به همت و تلاش زیادی داره. با فرمول‌های کوتاه‌مدت به جایی نمیرسی.

نکته‌ی سوم اینه که هر عادتی برای هر کسی مناسب نیست. از طرفی نمیشه تمام عادت‌های خوب رو در یک نفر ایجاد کرد. هر کسی باید با توجه به توانایی و سبک زندگیش، بهترین‌های خودش رو انتخاب کنه.

نکته‌ی چهارم اینه که عادت بد رو نمیشه حذف کرد، ولی میشه تغییرش داد. اگه عادتی داری که فایده‌ای برات نداره، نمیتونی ناگهانی حذفش کنی. باید به مرور زمان تغییرش بدی و به عادتی تبدیلش کنی که برات مفیده.

برای تغییر عادت، اول باید سرنخ، روتین و پاداش رو شناسایی کنی. بعد با این سرنخ و پاداش روتین جدیدی رو ایجاد کنی. یعنی سرنخ و پاداش تغییر نمیکنه و فقط کاری که برای کسب این پاداش انجام میدی، تغییر میکنه. ترک ناگهانی هیچ عادتی ممکن نیست. باید عادت بهتری جایگزین بشه. احتمالن مثال ترک سیگار یا مواد مخدر رو شنیدی.

این نوشته چکیده‌ی مطالعه‌های من در این زمینه بود. امیدوارم کمکی باشه برای ایجاد عادت‌های خوب. اگه سوال، نظر یا تجربه‌ای داری، ممنون میشم با من و دیگران به اشتراک بذاری.

به‌اشتراک‌گذاری

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *